تبلیغات
.............جوکستان................

سلام
 خوش اومدین دوستان
شادکامی شما آرزوی ماست

ایستگاه ایرانی یه انجمن متفاوت کلیک کنید


 نویسنده میخوام برای وبلاگ  hoseyn.civil@yahoo.com
09385012745 تماس بگیر نویسنده





تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393 | 04:30 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
مجری: پسرعمه میخوای این شکلاتو بهت بدم؟
پسرعمه: ای بابا آقای مجری شما که میدونی من حالم از این غذاهای مضر بهم میخوره،ولی به این التماسی هم که تو چشمای شماس نمیتونم "نه" بگم،چشم شکلاتو قبول میکنم
مجری: نمیدمش بهت،این شکلات فقط مال وقتیه که درساتو خونده باشی
پسرعمه: منم رفته بودم کتابخونه که درسامو بخونم دیگه!
مجری: کتابخونه بودی یا استخر؟
پسرعمه: کتابخونه
مجری: پس چرا مایو پاته؟
پسرعمه: آخه میخواستم غرق درس خوندن شم!
مجری: میدونی وقتی دروغ میگی دماغت دراز میشه؟
پسرعمه: فدای سرت،خواستم برم دانشگاه عملش میکنم!
مجری: ینی پینوکیو آخرش آدم شد تو نشدی!
پسرعمه: اون یه فرشته مهربون پیشش بود انگیزه داشت،من بدبخت دارم با گاو و گوسفند زندگی میکنم،همینی که هستم هم از سرتون زیاده!


تاریخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 | 11:21 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات

یه دوست چینی داشم !

ﺑﺮﺍﻯ ﻋﻴﺎﺩتش تو ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ رفتم و کنار تختش ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪم...

چند دقیقه دست پا شکسته با من فارسی حا احوال کرد

دیدم یهو رنگش عوض شد مدام به من با حالت اخم میگفت:

ﭼﻴﻨﮓ ﭼﻮﻧﮓ ﭼَﻦ ﭼﻮﻭﻥ ﻭ ؛ ..!!

بعد چندبار تکرار تا پرستارا برسن " مرد"

خیلی ناراحت بودم

ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﭼﻴﻦ ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺩم...!

و در اون جا از یه مرد چینی معنیش رو پرسیدم و اون مرد

 چینی به من گفت معنیش این میشه:

ﭘﺎﺗﻮ ﺍﺯ ﺭﻭ ﺷﻴﻠﻨﮓ ﺍﻛﺴﻴﮋﻥ ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻛﺼﺎﻓﻄﻄﻄﻄﻄﻄﻄﻂ



تاریخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 | 11:16 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
طنز و کاریکاتور > طنز - برای اولین بار در کشور و بدون تشکیل کمیته های تخصصی و فوری برای پیگیری یک حادثه مقصر اصلی حادثه شب گذشته مترو مشخص شد.

با توجه به انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر تهران، به نظر می رسد فردا، روزنامه و رسانه های کشور، به حادثه شب گذشته مترو اینگونه بپردازند:

روزنامه بالا:

شادی بعد از گل در مترو
مشاهدات و گزارشات خبرنگار ما حاکی است که علت اصلی حادثه شب گذشته مترو، بی جنبه بودن برخی اصولگرایان از پیروزی ضعیف، زوری و کاملا حساب شده در انتخاب رییس شورای شهر بوده. به طوری که برخی از این چهره ها و هوادارانشان برای شادی بعد از گل انتخابات، به مترو رفته و با توجه به تنگی جا و فشردگی نیروی انسانی نتوانستند آنطور که باید شادی کنند و این شد که شد.

بنابراین گزارش، شب گذشته بالغ بر 7هزارشهروند تهرانی حدود 6 ساعت در متروی دود آلود و خفه، زندانی بودند. همچنین بیش از 11هزار نفر در خیابان ازادی حدود 4 ساعت گرفتار ترافیک سنگین شدند که از بی کفایتی مدیران شهری خبر می دهد. خبرنگار ما گزارش داده که حادثه شب گذشته مترو 300 مجروح هم داشته که شهرداری اعلام کرده به ما ربطی نداره، مترو دست کارفرمایان ماست.

به نظر می رسد وزارت کشور ضمن گوشمالی شهردار برای کوتاهی در این حادثه، با عوامل خودسر شادی کننده بعد از این گل آفساید، به شدت برخورد و نتایج را به مردم گزارش دهد.

*

*

روزنامه پایین:

فتنه گران بازهم ناکام ماندند
بعد از انتخابات پرشور و حداکثری دیروز صبح شورای شهر تهران که طی آن اکثریت اعضا به جز چند نفر انگشت شمار فریب خورده پس مانده از اصلاحات در حال به مرگ، به رییس واقعی شورای شهر رای دادند، اصلاح طلبان شکست خورده و بیچاره و بدون حامی و بی پشتوانه مردمی که آخرین سنگر غصبی خود را هم از دست رفته دیدند، این بار به جای زمین، به زیر زمین رفته و قصد اخلال در امنیت عمومی داشتند که با حضور هوشمندانه مردم، در مترو خفه شدند.

گزارش خبرنگار ما حاکی است چند تن از این فتنه گران، سرخورده از شکست قاطعانه صبح، در حالی قصد آتش زدن سطل زباله در مترو را داشتند که ارتباط آنها با سوروس، ام آی سیکس و انگلیس از ماه ها قبل بر ما آشکار شده بود. با این حال آخرین تلاش های خود را در ایستگاه موسوم به آزادی انجام دادند که با حضور مردم هشت دقیقه نشده، به زباله دان پرتاب شدند. در این حادثه یکی از اخلال گران قصد داشت به زور دست خود را در دماغش کند و آن را خون بیاندازد و به دوربین ها نشان بدهد که با هوشیاری مردم، نامبرده کت بسته تحویل پلیس مترو داده شد.

حادثه دیشب که نماد قانون گریزی اصلاح طلبان است، هیچ مجروحی نداشت و بعد از بیست دقیقه همه چیز در خیابان آزادی و مترو به حال عادی برگشت. مشاهدات خبرنگار ما همچنین از تشویق و تشکر مردم از پلیس و شهرداری خبر می دهد به طوری که مردم تا پاسی از شب شعار می دادند: شهرداری مچکریم.

با این حال انتظار مردم از قوه قضائیه برخورد سخت با عوامل اصلی این اقدام منافقانه و معرفی عوامل و اعدام آنهاست. ضمن اینکه این کوردلان با این اقدام جدیدشان قصد تلخ کامی در پیروزی شیرین اصولگرایان و ناکارآمد جلوه دادن مدیریت شهری را داشتند که مردم در تماس های مکرر با ما اعلام کردند: ما گول این بازی ها را نمی خوریم و از قالیباف متشکریم.


بیست و سی


اصولگرایان پیروز و اصلاح طلبان عصبانی

صدای یک مجری خانم: بعد از رسیدن حق به حقدار در شورای شهر و انتخاباتی آزاد و قانونی، اصولگرایان بر شورای شهر تهران مسلط شدند اما انگار این اتفاق برای آنها که اصولا انتخابات را تا جایی که خودشان انتخاب بشوند، قبول دارند، زیاد خوشایند نبود و همین هم باعث شد کام مردم را تلخ کنند.


تاریخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 | 11:12 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات

كارشناسان معتقدند این روزها آمار جدایی زوج‌ها به شكل نگران‌كننده‌یی در حال افزایش است و اگر همین طور پیش برویم باید منتظر پدیده‌یی به نام «سونامی جدایی » در كشور باشیم. امروز در تاریكخانه سعی كردیم برند‌های معتبر جدایی در كشور را بررسی و اعلام كنیم:

جدایی نادر از سیمین: معروف‌ترین، معمول‌ترین و عرف‌ترین نوع جدایی در كشور است. اغلب نادر و سیمین در فیس بوك با هم آشنا و در وایبر از هم جدا می‌شوند. در نوع دیگر این جدایی نادر از طریق مادرش در آرایشگاه زنانه با سیمین آشنا شده و ازدواج می‌كند و پس از بروز مشكلات چون سیمین دختر زری خانم است جدایی محضری رخ نداده زوجین طلاق حسی می‌گیرند.

جدایی علی دایی از پرسپولیس: بالیوودی‌ترین و اكش‌ترین جدایی در 100 سال اخیر. عامل جدایی: تراكم ارایه شده به یك بساز و بفروش. مصداق عینی شعار ما می‌گیم شاه نمی‌خوایم نخست وزیر عوض میشه. علت جدایی: غش كردن یكی از طرفین ماجرا.

جدایی تماشاچیان از ورزشگاه: به زودی منجر به واردات تماشاچی از كشور دوست و برادر چین می‌شود. حسن: عدم وجود واژه شیر سماور در ادبیات رسمی چینی. عیب: تماشاگران همه تیم‌ها یكدست می‌شوند.

جدایی مصلحتی پدر سرباز وظیفه از مادرش: در این نوع جدایی شیك كه به طلاق سفید معروف است فرزند خانواده به‌شدت خوشبخت شده و تحت تاثیر مثبت این جدایی چند سال از دیگر همسن و سالانش پیش می‌افتد. هشدار: بارها مشاهده شده طلاق مصلحتی برای معافی فرزند رخ داده اما بعد از به خیر گذشتن ماجرا یكی از طرفین خوشی زده زیر دلش و گفته بهتر نیست این دوران شیرین ادامه پیدا كند؟ از ما گفتن بود.

جدایی جیب ملت از امكان خرید: سخت‌ترین، جانسوز‌ترین و جانكاه‌ترین نوع جدایی در كشور است. در رنكینگ بین‌المللی این جدایی پنج ستاره All inclusive است.

جدایی حق‌التحریر از نویسنده: طبیعی‌ترین و جاافتاده‌ترین نوع جدایی در كشور است.

جدایی باران از كشور: باران جلای وطن كرده و به این ‌ترتیب امكان جدایی غیابی و از راه دور میسر شده.

جدایی پالم از لبنیات: تخیلی‌ترین، فانتزی‌ترین و غیرمحتمل‌ترین جدایی كشور است. به كلیه زوج‌ها پیشنهاد می‌شود از ماجرای پالم و لبنیات الگوبرداری كنند.



تاریخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 | 11:10 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
طرف مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ رو میکنه
به بقیه مرغا میگه که اگه کسی تا فردا سه تا تخم نذاره این بلا سرش میاد !
فردا میاد میبینه همه سه تا تخم گذاشتن
اما یکی دوتا گذاشته میگه میخوای سرتو ببرم؟
میگه آقا باور کن من خروسم میفهمی؟؟ خروس !!


تاریخ : یکشنبه 23 شهریور 1393 | 06:25 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮐﺎﺭ ﮐﻮﻟﺮ ﻣﻴﮕﻪ
ﺁﻗﺎ ﮐﻮﻟﺮﻣﻮﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪﻩ میاین ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻤﻴﺮ؟
ﺗﻌﻤﻴﺮﮐﺎﺭ : ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻮﻟﺮﺗﻮﻥ ﺁبیه؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺭﺵ ﺁﺑﻴﻪ ﻭﺳﻄﺶ ﺳﻔﻴﺪﻩ
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﻳﻨﻮ ﺑﺬﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﻮﻳﺖ

قدیما داماد سر خونه شدن ننگ بود
الان پرتاب سه امتیازی محسوب میشه


ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﻣﺮﺩﯼ ﺳﺎﻣﻮﺭﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﺯﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ
ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ 12 ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﻫﺪ.
ﺭﻭﺯﯼ 13 ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ و مادرشو آوردن جلوی چشمش


ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻡ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﮐُﻨﺪﯼ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺑﻞ ﮐﻠﯿﮏ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺭﻭ ﻣﺎﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ
ﺑﻌﺪ 5 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﻣﯿﺪﻩ : ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﺠﺎ رو ﮐﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ !؟


کسی تا حالا با خودش شعور به گور نبرده ، استفاده کنیم ازش


” دهن منو وا نکن “چیست ؟
تهدیدی تو خالی که معمولا با جمله “وا کن ببینم چه گهی میخوای بخوری” خاتمه می یابد

تیم ملى سه حالت داره :
برد مقتدرانه
مساوى ارزشمند
باختِ چیزى از ارزشها کم نکن


تاریخ : یکشنبه 23 شهریور 1393 | 06:23 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند برای تبرک و گرفتن نصیحتی از پیر دانا نزد او رفتند.

پیرمرد دانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند او از مرد پرسید: تو چقدر همسرت را

دوست داری!؟

مرد جوان لبخندی زد و گفت: تا سرحد مرگ او را می پرستم! و تا ابد هم چنین خواهم بود!

و از همسرش نیز پرسید: تو چطور! به همسرت تا چه اندازه علاقه داری!؟

زن شرمناک تبسمی کرد و گفت: من هم مانند او تا سرحد مرگ دوستش دارم و تا زمان مرگ از او

جدا نخواهم شد و هرگز از این احساسم نسبت به او کاسته نخواهد شد.

پیر عاقل تبسمی کرد و گفت: بدانید که در طول زندگی زناشویی شما لحظاتی رخ می دهند که از یکدیگر

تا سرحد مرگ متنفر خواهید شد و اصلا هیچ نشانه ای از علاقه الآنتان در دل خود پیدا نخواهید کرد.

در آن لحظات حتی حاضرنخواهید بود که یک لحظه چهره همدیگر را ببینید.

اما در آن لحظات عجله نکنید و بگذارید ابرهای ناپایدار نفرت از آسمان عشق شما پراکنده شوند و

دوباره خورشید محبت بر کانون گرمتان پرتوافکنی کند.

در این ایام اصلا به فکر جدایی نیافتید و بدانید که "تاسرحد مرگ متنفر بودن" تاوانی است که برای "

تا سرحد مرگ دوست داشتن" می پردازید.

عشق و نفرت دو انتهای آونگ زندگی هستند که اگر زیاد به کرانه ها بچسبید، این هردو احساس

را در زندگی تجربه خواهید کرد.

سعی کنید همیشه حالت تعادل را حفظ کنید و تا لحظه مرگ لحظه ای از هم جدا نشوید...


تاریخ : شنبه 28 تیر 1393 | 02:19 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات


روزی خری ز صاحب خود شِکوه کرد و گفت:
آخر منِ فلک زده کافر که نیستم


در گوشه و کنار برِ غیر و آشنا
دشنام‌ها که می‌دهی‌ام، کر که نیستم

دردا ز دردِ سیخُنک و ضربِ چوبِ تر
عصیان‌گر و اسیر و سبکسر که نیستم

صدبار زیر بار امانم بریده شد
در حمل بار دیزلِ خاور که نیستم

از خر فروش خود نه مگر خر خریده‌ای؟

صاحب خرا! برای تو استر که نیستم

من مرکبِ تو هستم و تو راکبی، ولی
مانند اسبِ سامِ دلاور که نیستم

با این بیان الکنِ خود از چه گویمت؟
نام‌آور و ادیب و سخنور که نیستم

اصل و نسب خرم، بله چون قاطرِ چموش
فرزندِ مادیان و خرِ نر که نیستم

هم مرکب سواری‌ام و هم حریفِ بار
مانند گورخر خرِ خودسر که نیستم

خلّاقِ این سپهر مرا خر بیافرید
از آفریدگار مکدّر که نیستم

با اجنبی‌پرست بگو: گرچه من خرم
اما مثالِ تو خرِ هر خر که نیستم

پشتم به زیر بار و خوراکم گیاهِ دشت
در بند کاه و یونجه و شبدر که نیستم

وقتی که نانِ وازده را می‌خورانی‌ام
بادام‌تر نمی‌شودم، خر که نیستم

یزدان مرا به نفع بشر آفریده است
بی بار و بَر چو شاخۀ عرعر که نیستم

گرچه برابر خرِ عیسی نمی‌شوم
در عین حال مثل بزِ گر که نیستم

نسلِ خرِ مسیحم و چون اُشترِ جمل
خدمتگزارِ دشمنِ حیدر که نیستم

آتش‌بیارِ معرکه ی کَس نمی‌شوم
بیگانه‌کامِ قافیه‌پرور که نیستم

با حربه ی زبان که زبانم بریده باد
بر قلب دوست نیزه و خنجر که نیستم

با مجریانِ طرحِ حقوق بشر بگو
آری خَرَم، مثال بشر شر که نیستم

در مجمع طویله‌نشینانِ تک سُمی
اسبابِ ننگِ دامنِ مادر که نیستم

دائم پیِ سپردنِ میلیاردها دلار
در بانک‌های خارج کشور که نیستم

هرگز اسیر جذبه دنیا نمی‌شوم
چون آدمی پیِ زر و زیور که نیستم

در امتدادِ این همه کمبودِ اقتصاد
در گیر و دار دخلِ مکرّر که نیستم

نه فکر جمع مالم و نه فکر احتکار
در حسرتِ دلارِ شناور که نیستم

چشم طمع به ارثیۀ کس ندوختم
میراث‌خوارِ مورثِ دیگر که نیستم

آسوده‌خاطرم ز چک و سفته و برات
دل بسته ی سیاهه و دفتر که نیستم

دلّالِ خر! کرم کن و با خرخران بگو
محکوم چوبِ خَرکُشِ خَرخَر که نیستم

بهر خدا قشو کن و تیمار کن مرا
از گربه ی مادام کوری کمتر که نیستم

بانی! دعای خیرِ خران شامل تو باد
زیرا حریف هدیه ی بهتر که نیستم

حاج حسن بانی


تاریخ : شنبه 28 تیر 1393 | 07:58 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
یه کشیشی داشته توی یه بیابون می رفته، میفته تو یه چاه. هی داد زد خدایا کمکم کن خدا کمکم کن.

یه ماشین آتش نشانی اومد، یه طناب انداخت و گفت طنابو بگیر بیا بالا.
کشیش گفت ولم کن فقط خدا باید کمکم کنه، خدا بهم کمک می کنه.
گفت طنابو بگیر بابا همینجا میمیریا. گفت نه خدا به من کمک می کنه.
کشیش میمیره میره اون دنیا به خدا میگه خدا من این همه به تو ایمان داشتم این همه عبادت کردم،
چرا کمکم نکردی؟ خدا بهش گفت آخه بی پدر و مادر، تو نگفتی ماشین آتش نشانی وسط بیابون چیکار میکنه !!!


تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 | 10:43 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
زن ها
۱-اگر یک زن سیگار بکشد:

در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:

در امریکا به او می گویند : فمنیست
در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

3-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :

در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:

در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!

5-زنان:

در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و … تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و …. به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!

6- مادر:

در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.

7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:

در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند

8-یک دختر 18 ساله:

در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره

در امریکا:Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!

10-زنی به شوهرش خیانت کرد….

در امریکا: طلاق ….
در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی…..
در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم


تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 | 10:40 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 20 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...