تبلیغات
.............جوکستان................ - جوک 99
یه روز سه تا بنده خدا نشسته بودن جایی، یکیشون یه عدد میگفت بعد همه شون هرهر میخندیدن و ریسه می رفتن.
یه نفر می رسه میگه آقا قضیه ی این عددا چیه؟
میگن ما حال نداریم جوکها رو کامل تعریف کنیم واسه ی هر جوک یه عدد گذاشتیم. وقتی یکیمون اون عدد رو میگه ما یاد اون شماره جوک میفتیم و میخندیم
بهش میگن حالا تو یه عدد بگو. یارو میگه 37
یهو هرسه تا میزنن زیر خنده از شدت خنده اشکشون در میاد میگن ای ول دمت گرم این یکیو تاحالا نشنیده بودیم



یه شب حیف نون به زنش می گه خانم من امشب هوس نون بربری کردم
.زنش می گه خوب برو بگیر من هم بخورم.
حیف نون می ره نانوایی می گه 2 تا نون بربریبدید.
شاطر می گه چرا دو تا؟ می گه آخه خانمم هم هوس نون بربری کرده.
حیف نون وقتی بر می گرده خونه، نون رومی ذاره تو سفره. زنش می پرسه این نون رو از کجا خریدی؟ حیف نون می گه از سر کوچه.
زنش می گه دستت درد نکنه ولی من نمی تونم یه نون کامل بخورم جون رژیم دارم. حیف نون می گه عیبی نداره هر چی شو نخوردی من می خورم.
خلاصه نون که تموم می شه می رن بخوابن.
هنوز سرشون به بالش نرسیده، خوابشون می بره.
الان هم خوابن... بذار بیدار بشن ببینم دیگه چی کار می کنن...
حتما تو رو در جریان می ذارم!


تاریخ : جمعه 9 خرداد 1393 | 07:09 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.