تبلیغات
.............جوکستان................ - مطالب پ نه پ

بخونید بخندید اما اصراف نکنید

به مامانم میگم من میرم کارواش،
میگه ماشینم میبری؟
میگم پ نه پ دارم میرم اونجا دوش بگیرم ...

به دوستم میگم گرفتنم بردن پاسگاه ، میگه بازداشتگاه؟؟؟؟


باقی در ادامه مطلب...........


ادامه مطلب

طبقه بندی: پ نه پ،

تاریخ : جمعه 16 اسفند 1392 | 07:38 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
   رفتیم صحرا نشستیم روی علف ها میگه اومدین تفریح؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ گاویم داریم میچریم!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
    تازه از خواب بیدار شدم بابام می یاد میگه:بیداری؟؟؟! می گم پـَـ نـَـ پـَـ خودمو زدم به بیداری!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦

    رفتم دکتر میگه مریضی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ببینم مرض جدید چی داری؟
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
    با کیس ازدواجش رفتند آزمایش خون، گروه خونی‌شون بهم نخورده…
    زنگ زدم بهش میگم : غصه نخور رفیق… دنیا همینه…حالا میخوای چیکار کنی؟ کات میکنی باهاش؟
    بجای اینکه دردِ دل کنه میگه: پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر میکنیم تا سال دیگه یه بار دیگه آزمایش میدیم شاید ایندفه شانس‌مون زد افتادیم تو یه گروه خونی آسونتر صعود کردیم مرحله بعد!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
    بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
    میگه : این حرف آخرته ؟
    پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
    لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
    رفتم سردخونه میگم : بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین.
    میگه : میخوای خاکش کنی؟
    پ نه پ میخوام تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
    رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟ میگه پ ن پ هاش بکم!!!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦

    با دوستم تو مزرعه بودیم گوساله داشت از مامانش شیر می خورد دوستم میگه داره شیر می خوره؟ پ ن پ داره مامانش و باد میکنه مثل بادکنک بفرسته هوا!!!!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
    ماشینه تا شیشه جمع شده... یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن... یارو داره رد میشه... میگه مرده؟ پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
    روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پ نه پ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟ پـَـ نـَـ پـَـ دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته...اینا اشک شوقه!




طبقه بندی: پ نه پ،

تاریخ : جمعه 16 اسفند 1392 | 07:36 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات

رانندگی, مطالب خنده دار, پ ن پ جدید

ادامه مطلب لطفا

ادامه مطلب

طبقه بندی: پ نه پ،

تاریخ : شنبه 28 دی 1392 | 10:04 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
اس ام اس پ ن پ, پ نه پ تصویری

ادامه مطلب لطفا

ادامه مطلب

طبقه بندی: پ نه پ،

تاریخ : پنجشنبه 2 آبان 1392 | 06:51 قبل از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
به لقمان گفتند با چی میای اینترنت ؟

گفت : با بی ادبان ! Big Grin

*********************************

به مامانم میگم:نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی؟میگه:پسرم زن میخوای؟گفتم : پـَـ نه پـَـ گفتم آستیناتو بالا بزنی با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تره

*********************************
رفتم تو ماهی فروشی به فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین.میگه : واسه خوردن میخای؟میگم: پـَـ نه پـَـ اومدم واکسن هاری و کزازشو بزنم و برم

*********************************
خواهرزادم میگه دایی !!! گاو بچه زاست ؟ گفتم پَ نه پَ تخم میزاره اندازه هندونه !

*********************************
رفتم بستنی بخرم . صف واستاده بودن . یارو اومده میگه آقا صفه !؟ په نه په دیوار دفاعیه واستادیم ضربه ایسگاهی بزنن !!

*********************************
زنگ زدم اداره مخابرات به زنه میگم خانوم ببخشید خط تلفن ما بوق نمیخوره !

زنه میگه خرابه ؟

گفتم پ نه پ سرما خورده صداش گرفته جیزی نمیگه !

زنه عصبانی شد بهم گفت فردا با مدرک شناسایی بیاید اینجا . گفتم بیام مخابرات ؟

زنه گفت پ نه پ برو داروخونه بگو تلفنم صداش در نمیاد بهش قرص بدید !

*********************************
بچه ۲ ماهه رو بردیم دکتر میگم دلش درد میکنه ، دکتر میگه شیر خورده ؟
میگم : پـَـ نـَـ پـَـ جاتون خالی ظهر آبگوشت با پیاز زده به بدن !



طبقه بندی: پ نه پ،

تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392 | 07:05 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم . بغل دستیم میگه دعا می کنی سالم برسی ؟  میگم : پ ن پ دوست دارم صحنه ی سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم !

به استادم میگم : کمکم کنید دارم مشروط میشم . میگه : نمره می خوای ؟ گفتم : پ ن پ نظر شما رو می خوام در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم !

با رفیقم وایسادیم کنار اتوبان یه موتوری با صد تا سرعت از کنارمون رد شد . دوستم میگه موتور بود ؟ میگم : پ ن پ میگ میگ بود!

با دوستم رفتیم دکتر زیبایی ، منشی میگه می خوای دماغت رو عمل کنی ؟ منم گفتم پ ن پ اومدم بکوبم 4 طبقه بسازم !

با رفیقم داریم تو خیابون راه می ریم یه افغانی دیده میگه : افغانیه ؟ میگم : پ ن پ جومونگ لباس کارگری پوشیده اومده ایران کار کنه!

رفتیم باغ وحش ، جلوی قفس شیر وایسادیم . دوستم میگه :شیره ؟ میگم پ نه پ گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!ِ

اومده از خواب بیدارم کرده میگه : خوابی ؟ پ نه پ دوستم چشم گذاشته نصفه شب من زیر پتو قایم شدم !

از خونه زنگ زدم فست فود بیارن ، طرف میگه : بفرستم واستون ؟ پ نه پ آپلود کن ، لینکش رو بده ، دانلود می کنم
از بالای در دارم میام تو خونه ، بابام از راه رسید ؛ میگه : باز تو کلیدت یادت رفت؟پ نه پ دارم آمادگی جسمانی مو تست میکنم امشب می خوایم بریم دزدی





طبقه بندی: پ نه پ،

تاریخ : یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 | 11:36 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم )ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)   
*به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟میگم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم
*رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم,مسئول اونجا میپرسه:شمام اومدین عیادت؟میگم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت  
* رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی گفتا پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو یاد من میدادی گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ و درد زهـــر مــاری  
* رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه )گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها(  
* میخوام مسواك بزنم   مامانم می پرسه میخوای مسواك بزنی؟؟ میگم بله مامان جون.. میگه خمیر دندونم روش میزنی؟؟ میگم بله مامان جان.. میگه خاك تو سرت این همه موقعیت پ ن پ درست كردم واست استفاده نكردی منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون    
*بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟میگم...اگه شما صلاح بدونین )ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد احترام به بزرگتر)      
*رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ گفتم بله اومدیم خون بدیم. شما هم بفرمایید بساط لودگی تون رو جای دیگه پهن کنید. یارو همون جا به گریه افتاد و ابراز پشیمونی کرد. ]ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد نهی از منکر[    
*تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟میگم نون باشه بقیش مهم نیس    
*از اتاقم اومدم بیرون ،در دستشویی رو باز کردم .مامانم میگه داری میری دستشویی؟میگم نرم؟؟؟    
*به مامانم میگم پول بده!!!میگه اونایی که دو روز پیش گرفتی چی شد؟؟نکنه همشو خرج کردی؟؟؟ تا اومدم بگم  پـَـ ....زد تو دهنم,نذاشت حرف بزن من فقط میخواستم بگم پـَـَـس اندازشون کردم    
*ماه رمضونی 6 صبح رفتم تهران، 9 شب برگشتم خونه خسته و کوفته میپرسم مامان شام چی داریم؟ میگه گشنته ؟ چند ثانیه سکوت میکنم، چشامو میبندم و یه نفس عمیق میکشم . آروم و با طمانینه میگم : بله گشنمه ]ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد کظم غیظ [   
*نوزاده تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته؟ بچه هه به اذن خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم (واحد نفوذی پ نه پ)    
*رفتم سوپری گفتم یک نوشابه زرد بدید فروشنده گفت: منظورتون نوشابه پرتقالی که نارنجی رنگه؟ گفتم: بله، منظورم همون بود. ببخشید )ستاد مبارزه با فتنه پـ نـ پـ واحد فرهنگ‌سازی به جای حاضر جوابی(    
*رفتم دستتشویی هی دارم در میزنم! میگه هاااان، دستشویی داری؟ پـَـــ نــه پـَـــ خواستم بگم آخریم مهلت ثبت نام جشنواره حساب های قرض الحسنه بانک صادراته، جا نمونی! طرف اومد بیرون گفت خاک بر سرتون کنن که فقط بلدین از این چرت و پرتا بگین (کمیته مبارزه با فتنه پـَـــ نــه پـَـــ , ستاد سیار مستقر در توالت عمومی)    
*تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل (ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)



طبقه بندی: پ نه پ،

تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391 | 03:35 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
www.parsnaz.ir - پ ن پ های جالب و داغ روز

ادامه مطلب

طبقه بندی: پ نه پ،

تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391 | 03:33 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
* دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟ پـــ نه پـــ من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!!!!

* مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟
پـــ نــه پـــ از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!!!


* لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!
پـــ نه پـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده.

* دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟
 میگم پــــ نه پــــ دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن!!

* دارم چایی می خورم داغ بود سوختم داداشم می پرسه سوختی؟
 می گم پـــ نه پـــ رفتم مرحله بعد!!!

* به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟
 پـــ نه پـــ از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره!!!

* رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
 پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

* تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟
می گم:پـــ نه پـــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن!!!

* رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟
 پـــ نه پـــ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!



طبقه بندی: پ نه پ،

تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391 | 03:21 بعد از ظهر | نویسنده : حسین مصطفی نیا | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.